زروان در قلمرو دین و اساطیر – هاشم رضی

درباره کتاب : 

احتمالا زمانی که اندیشه ثنوی در میان مزدا پرستان غالب شد وبه جای این که به مصدری واحد و آفریننده ایی یگانه برای کل موجودات قایل شوند، به دو بن خیر و شر اعتقاد یافتند، این فکر پیش آمد که آن دو بن از چه بوجود آمدند. ظاهر این است که تعلیم ثنویت خالص ذهن متفکران را خشنود نساخت و به جستجوی یک مبداء اعلی همت گماشتند.

زروانیسم در مرکز تاریخ مذاهب قدیم ایران قرار دارد و پیش از تعلیمات زرتشت وجود داشته است وهمچنین نیبرگ که معتقد بود زروان یک خدای باستانی ایران بوده و کیش پرستش آن به زمانی پیش از زرتشت بر می گردد ، در واقع وی آیین زروانی را صورت ویژه ایی از دین مغان می خواند ….

خشایار شا که کیش دیوپرستی را ممنوع کرد باعث شد تا که بسیاری از مغان این کیش مهاجرت کنند و پس از جذب برخی نظرییات بابلی ، اعتقاداتشان را به آسیای صغیر منتقل نمایند ، ما مشا هده می کنیم که مغان آسیای صغیر مذهبی را بسط دادند که از یکسو شامل بدعتهائی در دین زرتشتی بود و از سوی دیگر عناصر بابلی را در خود داشت و این همان است که مذهب زروانی نامیده می شود.

پس از آن در دوران ساسانی، که تمدن ایران باستان به منتهای پختگی خود می رسد ، این مکتب فلسفی، رنگ عرفانی – مذهبی به خود می گیرد.در این دوره دو مکتب مزدائی سنتی و زروانی از اهمیت زیادی در میان مردم برخوردار بودند، آیین مزدائی سنتی خودش را از هر گونه فکر وحدت گرایی جدا می کرد و سیستم خودش را بر پایه دو گرایی که در واقع تضاد دو روح و دو نیروی اخلاقی است( خیر و شر،نور و ظلمت، نظم و بی نظمی ،اورمزد و اهریمن ) می سازد، در نتیجه طبیعی بود که چنین ثنویت بنیادی، عکس العملی داشته باشد، زیرا طبیعت بشری خواستار وحدت الهیت است که این واکنش به قویترین صورت خود در شکل زروانگری ظاهر شد…





 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توسط
تومان